علي بن محمد التركه ( صائن الدين علي تركه )

22

شرح گلشن راز ( فارسى )

ز دورانديشى عقل فضولى * يكى شد فلسفى ديگر حلولى دو چشم فلسفى چون بود احول * ز وحدت ديدن حق شد معطل رمد دارد دو چشم اهل ظاهر * كه از ظاهر نبيند جز مظاهر از او هر چه بگفتند از كم‌وبيش * نشانى داده‌اند از ديدهء خويش منزه ذاتش از چند و چه و چون * تعالى شأنه عما يقولون در پاسخ سؤال دوم كه ؛ « كدامين فكر ما را شرط راه است * چرا گه طاعت و گاهى گناه است » مىگويد : آنچه تفكّر كردن در آن طاعت است ، آيات حق يا آلاى اوست ، البته تفكّر در ذات حق گناه است . در آلاء فكر كردن شرط راه است * ولى در ذات حق محض گناه است بود در ذات حق انديشه باطل * محال محض دان تحصيل حاصل همه عالم ز نور اوست پيدا * كجا او گردد از عالم هويدا در پاسخ سؤال سوم كه ؛ « كه باشم من ، مرا از من خبر كن * چه معنى دارد اندر خود سفر كن » مىگويد : سفر در خود يعنى خارج شدن از وجود ذات ظاهرى به ذات حقيقى ، اين سفر دو مرحله دارد ، مردن از خويش و زيستن با حق ، هرگاه ذات ظاهرى آدم محو گردد ، تنها ذات حقيقى مىماند و از كثرت به وحدت مىرسد . چو هستى مطلق آيد در اشارت * به لفظ من كنند از وى عبارت من و تو عارض ذات وجوديم * مشبك‌هاى مشكات وجوديم يكى ره برتر از كون و مكان شو * جهان بگذار و خود در خود جهان شو